تبلیغات
دانسفهان شهر رزمندگان

دانسفهان شهر رزمندگان
عضو گروه سوم! زمانی فرا می‌رسد كه رزمندگان امروز سه دسته می‌شوند...
قالب وبلاگ

کم کم هوا داشت روشن می شد و خورشید تازه می خواست طلوع کنه که صدای شنی تانکها به گوش رسید ، آتش انبوه توپ و خمپاره دشمن هم باریدن گرفت، 3 دستگاه لودر خودی باعجله داشتند جلوی کانالها خاکریز می زدند ما هم داخل کانال ،فقط با چشممون می تونستیم دشمن را زیر نظر داشته باشیم،چون کانال را عراقیها برای خودشون حفر کرده بودند و خاک کانال سمت ایران بود و الان که ما داخل کانال بودیم هیچ خاکی جلوی ما نبود ، رگبار دوشکای عراقی اجازه نمی داد، سرمون را بالا بیاریم، تانکها اومدند جلو ،  حجم آتش تانکهای دشمن نیز به آتش توپخانه و خمپاره ها اضافه شده، بطوریکه گلوله مستقیم تانکها دقیقا به داخل کانال ها اصابت می کرد، گرد و خاکی که توسط لودرها ایجاد شده هدف گیری را برای تانکها را بهتر کرده ، گلوله مستقیم تانک به اولین لودر که داشت با عجله خاکریز میزد اصابت کرد و راننده لودر به شدت زخمی شد، و لودر هم آتش گرفت ،گلوله های مستقیم تانک ،دومین و سومین لودر را هم مورد اصابت قرار دادند و لودرها از کار افتادند، خاکریز هم نصف کاره رها شد، شعله های سوختن  لودرها ما را داخل کانال به شدت آزار میداد،دود وآتش منطقه را پر کرده بود ،به همین دلیل حجم انباشتگی رزمندگان در ته کانال بیشتر شده بود.

دو فروند بالگرد خودی به شکار تانکهای عراقی اومدند و یکی دو تا از تانکها را مورد انهدام قرار دادند،تو همین زمان شهید اصغر عاملی (فرمانده گروهانمون) و آقازمانی تا از داخل کانال زدند بیرون، گلوله مستقیم تانک به وسط این دو اصابت کرد و هر دو تاشون پرکشیدند.همه این خاطرات مانند انیمیشن یا فیلم که بر روی پرده سینما می بینی از جلوی دیدگان ما می گذشت، محسن برکابی (فرمانده دسته مون همش با آه می گفت :عاملی چه جوری جون داد؟ خیلی حالش گرفته بود ، دیگه بچه ها داشتند برا شهادت مهیا می شدند و به چیز دیگری هم فکر نمی کردند،محسن برکابی دستور داد، آر پی جی زنها بیاند، روی خاکریزهای جدیدی که لودرها زده بودند،مسقر بشند، خاک خاکریز جدید خیلی نرم و سست بود، نمی شد روش بایستی، چندتا شلیک کردیم اما به تانک نخورد، بعضی از گلوله ها هم کمانه  می کردند، زینعالی گلوله آر پی جی دوم را داخل آرپی جی گذاشت ، منهم کنارش رو خاکریز درازکشیده بودم، خواست شلیک کنه که گلوله مستقیم تانک به زیر خاکریز خورد، ما با خاک به هوا پرتاب شدیم،...ادامه دارد 


رزمندگان دانسفهان قزوین


رزمندگان دانسفهان



طبقه بندی: خاطرات،  تصاویر، 
برچسب ها: گلوله مستقیم تانک، کانالهای عراقی، بالگرد، شکارتانک، لودر،  
[ چهارشنبه 30 بهمن 1392 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ یداله یوسفی رامندی ] [ نظرات ]

لیست کامل مطالب دانسفهان شهر رزمندگان

درباره وبلاگ

«دعا كنید كه خداوند شهادت را نصیب شما كند، در غیر این صورت زمانی فرا می‌رسد كه جنگ تمام می‌شود و رزمندگان امروز سه دسته می‌شوند: یک: دسته‌ای كه به مخالفت با گذشته خود برمی‌خیزند و از گذشته خود پشیمان می‌شوند. دو: دسته‌ای كه راه بی‌تفاوت را بر می‌گزینند و در زندگی مادی غرق می‌شوند. سوم: دسته‌ای كه به گذشته خود وفادار می‌مانند و احساس مسئولیت می‌كنند كه از شدت مصایب و غصه‌ها دق خواهند كرد. پس از خداوند بخواهید با رسیدن به شهادت از عواقب زندگی پس از جنگ در امان بمانید، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسیار سخت و دشوار خواهد بود.»
لینک دوستان
نظر سنجی
محتوای وبلاگ چگونه است؟






صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب