تبلیغات
دانسفهان شهر رزمندگان

دانسفهان شهر رزمندگان
عضو گروه سوم! زمانی فرا می‌رسد كه رزمندگان امروز سه دسته می‌شوند...
قالب وبلاگ

چند روز بعد  از  عملیات ، ساعت 5 - 4 صبح بود ، مجددا بعثیها آتش تهیه زیادی رو ما ریختند ، گرد و خاک شعاع دید را خیلی کم کرده بود از هرطرف گلوله رو سر ما می بارید ، صدای شنی تانک ها به گوش می رسید ، منطقه پر از تانک شد ، سرتاسر منطقه به صورت دشتبانی تانکهای تی 79 و تی 80 کنار هم شلیک می کردند ،  آرپی جی زنها هر چی شلیک می کردند به تانکهای تی 79 و80 تاثیری نداشت . بعضی از آرپی جی ها هم اصلا به تانکها نمی رسید ، تعدادی از آرپی جی زنها رفتند اون ور خاکریز تا از نزدیک با تانکها درگیر بشند ، که ناگهان چند تا از تانکها بطرف شون شلیک کردند و گلوله ها دقیقا بین بچه ها منفجر شدند ، چند تایشون  شهید شدند ، تعدادی هم زخمی . جعفر مردلی که از دوستانمون بود ، شهید شد ، جعفر پسر خیلی پاک و بی باکی بود ، موقع اعزام به جبهه تو قطار هم کپه ای بودیم ، کلی به ما خوش گذشت ، قبل از شروع عملیات توخط پاسبخش بود ، یک روز کلاه آهنیش را دیدم که گلوله خورده بود ولی چون کم زور بود ، نتونسته بود کلاه را کاملا بشکافه و به پیشانی وارده بشه ، گفتم جعفر نور بالا میزنی !

بچه ها رفتند جنازه جعفر را آوردند . یکی از بسیج های تاکستانی بنام رحمانی که با جعفر دوست بود ، خیلی ناراحت شده بود تا قاسم طیبا که بعد از شهادت اصغر عاملی جانشین گروهانمون شده بود ، را دید ، داد زد : برادر طیبا ! جعفر هم شهید شد ، ایشون جواب داد : همه مون باید شهید بشیم ، امام حسین هم شهید شد .

حالا دیگه همه بچه ها رو خاکریز بودند ، تیربار چی های تانکها هم می دونستند ، ما روی خاکریز هستم ، نوک خاکریزها را میزدند ، منهم دراز کشیده بودم ، بایک ازبچه های شال بنام اکبر عاملی داشتیم تانکها رو نگاه می کردیم ، دیدم ناگهان عاملی رو زمین افتاد ، رفتم بالا سرش ، هنوز چشماش باز بود ، گلوله کالیبر50 دقیقا بدهانش خورده بود ، مقداری خون از دهان و لبش زد بیرون ، و پشت سرش خون زیادی رو خاکها ریخته بود ، کم کم گلوله های ما داشت تموم میشد ، کنار سنگر ایستاده بودیم ، دیدم بچه ها با فرمانده دسته مون محسن برکابی نارنجک ها را بدست گرفتند هرکدام 6- 5 تا ، شاید خودشون را آماده می کردند برای زمانیکه تانکها بیاند جلوتر...

  امابا مقاومت بچه ها تانکها عقب نشینی کردند...   





طبقه بندی: خاطرات،  تصاویر، 
برچسب ها: تانکهای تی 79 وتی80،  
[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ یداله یوسفی رامندی ] [ نظرات ]

لیست کامل مطالب دانسفهان شهر رزمندگان

درباره وبلاگ

«دعا كنید كه خداوند شهادت را نصیب شما كند، در غیر این صورت زمانی فرا می‌رسد كه جنگ تمام می‌شود و رزمندگان امروز سه دسته می‌شوند: یک: دسته‌ای كه به مخالفت با گذشته خود برمی‌خیزند و از گذشته خود پشیمان می‌شوند. دو: دسته‌ای كه راه بی‌تفاوت را بر می‌گزینند و در زندگی مادی غرق می‌شوند. سوم: دسته‌ای كه به گذشته خود وفادار می‌مانند و احساس مسئولیت می‌كنند كه از شدت مصایب و غصه‌ها دق خواهند كرد. پس از خداوند بخواهید با رسیدن به شهادت از عواقب زندگی پس از جنگ در امان بمانید، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسیار سخت و دشوار خواهد بود.»
لینک دوستان
نظر سنجی
محتوای وبلاگ چگونه است؟






صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب